شوخی شب امتحانی!
همه جا تاریک...
سه شیرازی برای اینکه مقداری درس بخوانند وارد خوابگاه شده به اتاق همان لر و بلوچ و با حضور افتخار آمیز امیر (افتخار آی تی) خودمان رفتند!
یکی از این سه تن تا صبح به مطالعه درس پرداخت ولی...
اینجا بود که...
دوتا شیرازی دیگه گیر دادن که ما گشنمونه لر و بلوچ هم که آه در یخچال نداشتند اقدام به دزدی از یخچال سایر خوابگاهها کردند و ۶ نفر آدم ۵ تا تخم مرغ...
حالا نون از کجا بیاریم؟ بریم سراغ فاضل...
رفتن به فاضل گفتن بیا بخوریم ولی تا خواست بیاد تو نونشو گرفتن خودشو انداختن بیرون![]()
اصل ماجرا سر لقمه آخر بود که وقتی همه داشتن تعارف می کردن جناب لر کل لقمه رو بر داشت و بقیه دنبال اون (مثل یه قسمت پلنگ صورتی که همه دنبال استخوان بودند)...
این هم عکس و فایل صوتی ماجرا:

