تبليغاتX
شوخی شهرستانی(خوابگاه پسران)

شوخی شهرستانی(خوابگاه پسران)

جايزه ويژه اين دوره يک دستگاه کامپيوتر لپ تاپ مي باشد .

به مناسبت شب یلدا!

                                          

يلدا نام‌ فرشته‌اي‌ است، بالا بلند. با تن‌پوشي‌ از شب‌ و دامني‌ از ستاره. يلدا نرم‌نرمك‌ با مهر آمده‌ بود. با اولين‌ شب‌ زمستان آمده و هر شب‌ رداي‌ سياهش‌ را قدري‌ بيشتر بر سر آسمان‌ مي‌كشد تا آدم‌ها زير گنبد كبود آرام‌تر بخوابند. يلدا هر شب‌ بر بام‌ آسمان‌ و در حياط‌ خلوت‌ خدا راه‌ مي‌رفت‌ و لابه‌لاي‌ خواب‌هاي‌ زمين‌ لالايي‌اش‌ را زمزمه‌ مي‌كرد. گيسوانش‌ در باد مي‌وزيد و شب‌ به‌ بوي‌ او آغشته‌ مي‌شد.

                                                

يلدا شبي‌ از خدا پاره‌اي‌ آتش‌ قرض‌ گرفت. آتش‌ كه‌ مي‌داني، همان‌ عشق‌ است. يلدا آتش‌ را در دلش‌ پنهان‌ كرد تا شيطان‌ آن‌ را ندزدد. آتش‌ در وجود يلدا بارور شد.
فرشته‌ها به‌ هم‌ گفتند: «يلدا آبستن‌ است. آبستن‌ خورشيد. و هر شب‌ قطره‌قطره‌ خونش‌ را به‌ خورشيد مي‌بخشد و شبي‌ كه‌ آخرين‌ قطره‌ را ببخشد، ديگر زنده‌ نخواهد ماند.»
فرشته‌ها گفتند: فردا كه‌ خورشيد به‌ دنيا بيايد، يلدا خواهد مُرد.
يلدا هميشه‌ همين‌ كار را مي‌كند؛ مي‌ميرد و به‌ دنيا مي‌آورد. يلدا آفرينش‌ را تكرار مي‌كند.
راستي، فردا كه‌ خورشيد را ديدي، به‌ ياد بياور كه‌ او دختر يلداست‌ و يلدا نام‌ همان‌ فرشته‌اي‌ است‌ كه‌ روزي‌ از خدا پاره‌اي‌ آتش‌ قرض‌ گرفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 19:34  توسط امین  | 

جزیات واقعه!

 

حال جزییات واقعه را از زبان فرد بلوچ و کرمانی بخوانید:

شوخی: ماجرا از کجا شروع شد؟

بلوچ: ساعت ۲ بامداد روز ۲۲ آذر در اتاق روی تخت ۲ طبقه با لر (من پایین) دراز کشیده بودیم. ناگهان یک دارابی و یک کرمانی ما را آماج لگدهاشان قرار دادند. لر با حس بروس لی از روی تخت لگدی سهمگین به فک کرمانی زده او را ناکار کرد! مهاجمان که دیدند در حال شکست هستند وسایل اتاق را برداشته به طرف ما پرتاب کردند.

ما نیز با استفاده از بالش از خود دفاع کرده و در یک عملیات انتحاری(یا انتهاری) دمپاییهایمان را برداشته بر سر آندو کوفتیم!لر با یک پرتاب حرفه ای یک تخم مرغ را به کمر کرمانی کوبید. من هم با حملات قیچی مانند آنها را آماج دمپایی قرار دادم. سپس آندو مثل دو موش فرار کردند! و ما مثل دو شیر آنها را دنبال کردیم.

من از همین الان هر حرفی که کرمانیو بزند تکذیب می کنم!

کرمانی: چرند نگو بلوچ! (توضیح: کرمانی با مشت زد تو دماغه بلوچ!)

آقا ما تو اتاق بودیم که بلوچه پایین تخت بود که با لگد ول دادیم تو شکمش! هنوز می خواست بجنبه که دارابیه لِگد دومو زد تو صورتش. لره که دید اوضاع خرابه از پشت با لگد زد تو کمر من. منم که دیدم خیلی نامردی هسته بلند شدم رو هوا با پشت دست زدم تو دهنش. بعدش دارابیه دمپایی هارو برداشت و یکی یدونه به پوزشان نثار کرد. هنوز نفهمیده بودن چی شده که مشت بعدی اومد تو دهنشون! ما جنگ رو بردیم و پیروزمندانه اتاق را ترک کردیم که از پشت مورد حمله واقع شدیم! دارابی هم جوش آورد و با تخم مرغهایی که برای صبحانه داشتند نثار متکا و پوزشان کرد. همین!

در ضمن بلوچ حرف نزن!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 9:36  توسط امین  | 

شهرستانی در خوابگاه!

 

دیشب ۴ شهرستانی محترم در یکی از اتاقهای دانشگاه ***** ***** به طرز وحشتناکی شوخی های شهرستانی انجام دادند!

یک بلوچ و یک لر و یک کرمانی و یک دارابی با تخم مرغ و دمپایی به جان یکدیگر افتاده یکدیگر را تا پای مرگ سیاه و کبود کردند!

البته برنده ی این نبرد خونین فرد بلوچ بود!

نام افراد:

بلوچ:مرتضی نو*****    لر:عماد آ****   کرمانی: امین مهد****  دارابی: مجتبی ا****

 

    توجه شود در این وبلاگ قصد توهین به هیچ قشری نیست بلکه طنز تلخ (واقیات) جامعه است!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 9:9  توسط امین  | 

مطلب ارسالی علیرضا!

طرز تهيه زن: براي تهيه اين عنصر کافي است مقداري اکسيد اسکناس و نيترات پژو دويست و شش را در سولفات ويلا مخلوط کرده و دو کاخ طلاي 22 عيار به عنوان مهريه و کمي کلريد خواهش (همون التماس) به عنوان شيربها اضافه شود!

 پس از ترکيب اين مواد ، گاز عشوه و سولفور ناز متصاعد مي شود و بعد از ميعان به صورت عشق ، زن در خانه رسوب مي کند!

بعضي از دانشمندان و متفکران معتقدند چنانچه مقداري از عصاره ء چرب زباني به عنوان کاتاليزور استفاده شود ، نتيجه کار بهتر خواهد بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 14:20  توسط امین  | 

مناجات نامه رایانه ای خواجه عبد الله!

اي خدا HARD دلم FORMAT مكن FILE مرا خالي بركت مكن
OPTION غم را خدايا ON مكن FILE اشكم را خدايا RUN مكن
DELTREE كن شاخه هاي غصه را سردي و افسردگي را هر سه را
jumper شادي بيا تاSET كنيم سيستم اندوه را RESET كنيم
نام تو PASSWORD درهاي بهشت آدرس E-MAIL سايت سرنوشت
اي خدا روز ازل CAD داشتي MOUSE بود ام مگر PAD داشتي
كه چنين طرح 3D ميزدي طرح خود بروي CD ميزدي
تا نيفتد طرح BUG در انديشه مان تا كه ويروسي نگردد ريشه مان
اي خدا از بهر ما ايمن فرست بهر دلهاي پر آتش FUN فرست
اي خدا حرٿ دلم با كي زنم HELPميخواهم كه F1 مي زنم

منبع

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 13:30  توسط امین  | 

قرعه کشی مرحله 4

تاريخ و ساعت برگزاري

کد قرعه کشي

از شهر

نام برنده

IP تعيين کننده برنده

جايزه اين دوره

15/2

------

------

------

217.218.212.125

کامپيوتر لپ تاپ

21:18:01 - 20/9/1384

y11p220

امل

بهمن ارجمندي

217.11.23.2

کامپيوتر جيبي

21:06:45 - 10/9/1384

f11t222

همدان

مهرناز نجيمي

213.217.53.181

مستر كارت

21:00:08 - 1/9/1384

عضو سايت

 

 

85.185.0.69

مجموعه آموزش هنرهاي رزمي

21:00:28 - 5/9/1384

عضو سايت

اصفهان - نطنز

مجيد جلائي

217.219.101.237

مجموعه آموزش خياطي

21:06:45 - 10/9/1384

عضو سايت

گلستان - بندر گز

ترانه اقاجاني

213.217.53.181

مجموعه کارتونهاي کودکان

21:01:39 - 15/9/1384

عضو سايت

كرمان - رفسنجان

سعيد حشمتي

217.24.158.79

مجموعه بازي

21:18:01 - 20/9/1384

عضو سايت

اهواز

افشين هاشمي

217.11.23.2

مجموعه آموزش آرايشگري

21:00:08 - 25/8/1384

عضو سايت

 

 

84.241.8.4

مجموعه نرم افزارهاي کاربردي1

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 13:4  توسط امین  | 

توجه توجه!

امشب قرعه کشی مرحله ۴ هست هر کی لینک قرعه کشی رو می خواد یه شوخی شهرستانی جالب بنویسه!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 13:17  توسط امین  | 

آرایش

خواهرم در کوچه آرايش مکن
از جوانان سلب آسايش مکن

گيسوان از روسري بيرون مريز
بر مسير ديدگان افسون مريز

خواهرم ديگر تو کودک نيستي
فاش مي گويم عروسک نيستي

خواهرم ، اين لباس تنگ چيست؟
پوشش چسبان رنگارنگ چيست؟

خواهرم اينقدر طنازي نکن!
با امور شرع لجبازي نکن

در امور خويش سرگردان مشو
لايق چشمان نامردان مشو

خواهرم ، پاچه ت چرا اينقد شده؟
راست راستي، اين تريپت بد شده

پاچه ات ، کوتاه و برمودايي است

خواهرم ، اين خط چشم، ايراني است؟
امتدادش يک کمي طولاني است

خواهرم گيرم که مو بر مي زني،
مو ي پا و دستها را ميکني ،

زير ابروي تو اي خواهر ! کجاست؟
زير ابروي تو ، رکن دين ماست

خواهرم ، تاتوي ابرو ميکني؟
ابرو هشتي ، شينيون مو ميکني؟

خواهرم ، مو را چرا مش مي کني؟
توي مويت هي چرا کش ميکني؟

خواهرم ، رنگ برنزه ، رنگ توست؟
اين دو چشمم ، يک دو ساعت ، منگ توست

چاک مانتو ، تا لب باسن چرا ؟
بردن دل از داداش و من چرا ؟

خواهرم من ديده ام چت ميکني
توي چت ، جلب محبت ميکني!

اين دماغ سر بالا ، از بهر کيست ؟
بهتر از من ، از برايت ، مرد نيست

خواهرم ، اين ريش و پشمم ، مهر تو
برده از من ، دين و دل ، اين چهر تو

ازدواج ، از سنت پيغمبر است
هر که اين سنت نيابد ، بس خر است

منبع

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 12:44  توسط امین  | 

مگس در قهوه

اگه يه مگس بيفته توی فنجون قهوه ......

اگه يه مگس بيفته توی فنجون قهوه ی يه انگليسی ، فنجون رو پرت می كنه توی خيابون و از كافه تريا ميره بيرون!

آمريكايی هه ، مگس رو از توی قهوه بيرون مياره و قهوه رو می خوره!

چينی هه ، مگس رو می خوره و قهوه رو احتمالا" دور می ريزه!

اسرائيلی هه ، مگس رو می فروشه به چينی هه و قهوه رو می فروشه به آمريكايی هه!... بعد توی تلويزيون ظاهر ميشه و دست به گريه و زاری ميذاره كه جونش تهديد شده و در خطره!... بعد اين كار رو ميندازه گردن فلسطينی ها و محكومشون می كنه!... بعد سوريه و حزب الله رو متهم می كنه كه از سلاحهای بيولوژيكی استفاده می كنن!... بعد اين قضيه رو يه عمل ضد يهودی و يه نوع گسترش مجدد قتل عام هيتلری عنوان می كنه!... بعد ياسر عرفات رو متهم می كنه كه مگس توی قهوه ش انداخته!... بعد هر چی از كرانهء باختری و نوار غزه مونده رو اشغال می كنه و محصولات مزارع رو از بين می بره و آبرسانی و كمك رسانی به مردم رو قطع می كنه و به هر فلسطينی ای كه توی خيابون راه بره تيراندازی می كنه!... بعد يه كمك نظامی فوری از آمريكا می خواد!... بعد درخواست يه وام يك بيليون دلاری پرداختی طی 100 سال برای خريدن يه فنجون قهوهء ديگه می كنه!... بعد قهوه چی رو مجبور می كنه كه برای جبران اين قضيه اجازه بده تا آخر قرن جاری توی قهوه خونه ش قهوهء مجانی بخوره!

ايرانی هه ، بلند ميشه قهوه رو می پاشه توی صورت قهوه چی و يقه ش رو می گيره و ميفتن به كتك كاری!... بعد بقيهء مشتريهای پاكار هم هيجانی ميشن و يه دعوای حسابی راه ميفته و قهوه چی هم به ضرب چاقو كشته ميشه!... بعد پليس 110 مياد يه عده رو ميبره!... بعد بچهء قهوه چی دچار ناهنجاری اجتماعی ميشه و در آينده مملكت رو هر چه بيشتر به عقب می كشونه!... بعد متهم ها مخفيانه به زندان اوين منتقل ميشن و تا چند سال سرنوشتشون مجهول باقی می مونه!... بعد يه خبرنگار ميره تحقيق كنه و می گيرندش و با لنگه كفش مخشو صاف می كنن!... بعد توجه جهان جلب ميشه و حكم اعدام مشتری مگس خورده از طرف اتحاديهء اروپا و آمريكا مورد اعتراض واقع ميشه!... بعد متصديان حقوق بشر و سازمان ملل به اينور مرز سرازير ميشن!... بعد مشتری مگس خوردهء ما يه قهرمان ملی ميشه و احزاب داخلی ميفتن به جون همديگه!... بعد از چند سال قضيه فراموش ميشه و مردم كماكان به زندگی عاديشون ادامه ميدن!... بعد بچهء قهوه چی كار باباشو ادامه ميده و از روی عقدهء سالهای بچگی ، توی قهوه های مردم مگس و پشه و سوسك و سنجاقك و .... ميندازه!... بعد يه نفر بلند ميشه يقه ش رو می گيره و ................ و عقب موندگی مملكت تا قرن ها ادامه پيدا می كنه

منبع

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 22:28  توسط امین  | 

من نمي دانم كه چرا مي گويند :
چت كار بديست
روم نرويد
و چرا در خانه هيچ كس چت آزاد نيست
چت چه كم از نامه طولاني دارد
چشم ها را بايد بست جور ديگر بايد تصور كرد
به روم بايد رفت!

S

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 18:12  توسط امین  | 

اگر سهراب دانشجو بود

اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم
خرده عقلی
سر سوزن شوقي

اهل دانشگاهم پيشه ام گپ زدن است
گاه گاهي مي نويسم تكليف
مي سپارم به شما
تا به يك نمره ناقابل بيست
كه در آن زندانيست
دلتان زنده شود
چه خيالي چه خيالي ميدانم
گپ زدن بيهوده است
خوب ميدانم دانشم بيهوده است
اوستاد از من پرسيد
چقدر نمره ز من مي خواهي
من از او پرسيدم دل خوش سيري چند

اهل دانشگاهم
قبله ام آموزش
جانمازم جزوه
مشق از پنجره ها ميگيرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهايم را وقتي مي خوانم
كه خروس مي كشد خميازه
مرغ و ماهي خواب است
خوب يادم هست
مدرسه باغ آزادي بود
درس بي كرنش مي خوانديم
نمره بي خواهش مي آورديم
تا معلم پارازيت مي انداخت
همه غش مي كرديم
كلاس چقدر زيبا بود و معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آنروز
مثل يك بازي بود
كم كمك دور شدم از آنجا
بار خود را بستم
عاقبت رفتم در دانشگاه
به محيط خشن آموزش
و به دانشكده علوم سرايت كردم
رفتم از پله كامپيوتر بالا
چيزها ديدم در دانشگاه
من گدايي ديدم در آخر ترم
در به در مي گشت
يك نمره قبولي مي خواست

من كسي را ديدم
از ديدن يك نمره ده
دم دانشگاه پشتك مي زد
شاعري ديدم
هنگام خطابه
به خرچنگ مي گفت ستاره
و اسيد نيتريك را جاي مي مي نوشيد
همه جا پيدا بود
همه جا را ديدم
بارش اشك از نمره تك
جنگ آموزش با دانشجو
حذف يك درس به فرماندهي كامپيوتر
فتح يك ترم به دست ترميم
قتل يك لبخند در آخر ترم
همه را من ديدم
من در اين دانشگاه در به در و ويرانم
من به يك نمره نا قابل ده خشنودم
من به ليسانس قناعت دارم
من نمي خندم اگر دوست من مي افتد
من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند
و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد
من در اين دانشگاه
در سراشيب كسالت هستم
خوب مي دانم استاد
كي كوئيز مي گيرد
برگه حذف كجاست
سايت و رايانه آن مال من است
تريا ، نقليه و دانشكده از آن من است
ما بدانيم اگر سلف نباشد
همگي مي ميريم
و اگر حذف نباشد
همگي مشروطيم

نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود
كار ما نيست شناسايي مسئول غذا
كار ما نيست شناسايي بي نظمي ها
كار ما شايد اينست كه در مركز پانچ
پي اصلاح خطا ها برويم

 

منبع

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 13:12  توسط امین  | 

سلام

سلام

بدلیل اینکه نمرات فیزیک و ریاضی اینجانب در حد افتضاح بود فعلا در حالت دپرسی بسر میبرم از اینکه آپ نمی کنم معذرت شاید یکی دو روز دیگه ! فعلا....

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 19:29  توسط امین  | 

                                 ------------------->   فناها <------------------
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 13:22  توسط امین  | 

قرعه کشی مرحله 3

تاريخ و ساعت برگزاري

کد قرعه کشي

از شهر

نام برنده

IP تعيين کننده برنده

جايزه اين دوره

۱۰/۱۰/۱۳۸۴

------

------

------

217.218.212.125

کامپيوتر لپ تاپ

------

------

------

------

81.12.92.151

کامپيوتر جيبي

21:06:45 - 10/9/1384

f11t222

همدان

مهرناز نجيمي

213.217.53.181

مستر كارت

21:00:08 - 1/9/1384

عضو سايت

 

 

85.185.0.69

مجموعه آموزش هنرهاي رزمي

21:00:28 - 5/9/1384

عضو سايت

اصفهان - نطنز

مجيد جلائي

217.219.101.237

مجموعه آموزش خياطي

21:06:45 - 10/9/1384

عضو سايت

گلستان - بندر گز

ترانه اقاجاني

213.217.53.181

مجموعه کارتونهاي کودکان

21:02:28 - 15/8/1384

عضو سايت

 

 

82.205.192.31

مجموعه بازي

21:00:40 - 20/8/1384

عضو سايت

 

 

81.12.92.151

مجموعه آموزش آرايشگري

21:00:08 - 25/8/1384

عضو سايت

 

 

84.241.8.4

مجموعه نرم افزارهاي کاربردي1

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 21:55  توسط امین  | 

جمع و تفریق!

يك دانشجوي مونث خوشگل + يك استاد  = 20

شش غيبت غير مجاز + organza  = شش غيبت مجاز

پنج جلد كتاب _ تحقيق  = 5  (نمره كامل تحقيق)

-4- + يك سكه بهار آزادي  = 13

يك دانشجو + شش غيبت _ سكه بهار آزادي _ تحقيق _ كتاب _ organza= داداشم

يك استاد خوشگل + يك دانشجو = يك دانشجو

17  + 31  = 48

يك دانشجو + يك استاد + دو پيتزا پپروني تنوري با كچاپ و پنير اضافي + سيب زميني سرخ شده + سالاد با سس رد آيلند و يك زيتون هم روش + خلال دندان + باقي مخلفات = تصويب پايان نامه

منبع

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 18:18  توسط امین  | 

تخم مرغ درست کردن پسرا و دخترا!

تخم مرغ درست کردن دختران !

۱) تخم مرغ رو از یخچال بیرون میارن.

۲) ماهیتابه رو از کابینت بیرون میارین.

۳) روغن می زیرن تو ماهیتابه.

۴)تخم مرغ رو میشکنن و میندازن تو ماهیتابه.

۵) غذاشونو بر میدارن میرن جلوی تلویزیون نوش جان میکنن!

تخم مرغ درست کردن پسرا!

۱) ۱ ساعت دنبال ماهیتابه میگردن!

۲) تلویزیونو روشن میکنن!

۳) تخم مرغو از یخچال بیرون میارن میذارن رو کابینت بعد با صدای گوینده تلویزیون میدوم تو اتاق.

۴) بر میگردن آشپز خونه ولی تخم مرغو پیدا نمیکنن!

۵) یکی دیگه بر میدارن.

۶) میشکنندش ولی خورد میشه!

۷) یکی دیگه بر میدارن!

۸) روغن میریزن تو ماهیتابه و نمک به اون اضافه میکنن

۹) هر چی صبر میکنن داغ نمیشه تا اینکه روغن یهو میسوزه!

۱۰)روغن تمیز رو دوباره داغ میکنن

۱۱) تخم مرغ رو بر میدارن ولی موقع شکستن خورد میشه و با پوست میریزه تو ماهیتابه!

۱۲) روغن تمیز رو دوباره داغ می کنن!

۱۳) بر میگردن که تخم مرغ رو از رو کابینت بردارن می بینن افتاده زمین و له شده !

۱۴)چند تا فحش میدن!

۱۵) یخچال رو باز میکنند که تخم مرغ جدید بردارن می بینن تموم شده!

۱۶) میرن سر کوچه که تخم مرغ بگیرن ولی تموم شده

۱۷) میرن تا نزدیکترین بقالی محل یه شونه تخم مرغ میگیرن!

۱۸)<در خانه> گاز روشن مانده و اتاق پر شده از گاز!

۱۹) در اتاق باز میشه ... کلید برق... بوووووووووووووووووووووم!

 

انا لله و انا الیه راجعون!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 16:59  توسط امین  | 

چگونه با ماشین آدم بکشیم!!!

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 13:51  توسط امین  |